یکسال پیش یه روزی درست مثل همین امروز بود که
بدنیا اومدی و من از بودن تو خیلی خوشحال بودم چون
میتونستم با تو حرف بزنم . حرفهای دلم ،قصه زندگیم و
درد دلهام .
توی این یکسال من و تو دوستای خوب زیادی پیداکردیم
که تو غم و شادی هم شریک بودیم و همیشه همه
دوستای خوبمون به من و تو لطف داشتن .
تلخ یا شیرین یکسال گذشت و خاطرات با تو بودن برای
همیشه در قلبم ماندگار شد .
مثل آرزوی خیلی از ما ، امیدوارم همیشه همینطور
کوچولو ، بی ریا و صادق بمونی . حرفهای زیادی برای
گفتن با تو داشتم اما ..........
شاید یه روزی برگردم و مثل گذشته و امروز دوباره
باهات حرفهای دلم رو بزنم وشاید هم هیچوقت .
تو مثل من غریب نیستی اما دوست داشتم اولین نفر
باشم که بهت بگم :
کابوس باران تولدت مبارک .

5:5 قبل از ظهر | مهدی |
